تبليغاتX
برکام
گاه نوشت های بی پیکر

     باورتان نمی شوداگربگویم پیش ازاین درموردبیماری ام.اس هیچ چیز نمی دانستم یااصلن نمی خواستم بدانم؟!... وفقط چندباربی تفاوت نامش راشنیده بودم تااینکه این مطلب راخواندم وآه ازفغانم بلندشد.
 وازخودم خجالت کشیدم که معلوم نیست هرروزباچندنفرکه ازاین بیماری رنج می برندسروکله می زنم وازدردشان هیچ چیزنمی دانم یااینکه نمی دانستم بیشترین بیماران ام.اس درشهری هستند که من درآن زندگی می کنم وهزینه درمانشان ازپول خون من وپدرم وهفت جدم بیشتراست....
(هرچه حساب می کنم اگراین آمپول کوچک وناقابل راازآب طلاهم پرکنندقیمتش ۲۳۰هزارتومان نمی شود)
 ودرمورداین طرح پیشنهادی جالب هم که انصافن درخوراحسنت می باشد بااینکه می دانم بایک گل بهارنمی شود واین تنها یکی ازمشکلات این مردم است کاملن موافقم....
 
((این کوچک ترین کاریست که نمی توان دریغ کرد))

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 3:6  توسط عابد  |